اضافه تشبیهی:

بین مضاف و مضافٌ الیه رابطه ی شباهت وجود دارد. در اغلبِ کابردهای ِ این نوع اضافه، جای دو کلمه عوض می شود :

لب ِ لعل= لعل ِ لب - گیسوی ِ کمند = کمند ِ گیسو - ابروی کمان = کمان ابرو

 اضافه استعاری:

هرگاه مضاف از کلمه ی دیگری گرفته شده و به مضافٌ الیه نسبت داده می شود و در معنای اصلی خودش نیست، بلکه مفهوم مجازی دارد: مفهوم مجازی دارد. در اضافه ی استعاری، مضافٌ الیه اصل است:

دست ِ روزگار (مجازاً: قدرت روزگار) - چنگال ِ مرگ: (مجازاً : کشنده بودن یا خونخوار بودن ِ مرگ) - خنده ی گل (مجازاً: شکفتن زیبای گل) - گریه ی ابر (مجازاً: بارش ِ باران از ابر)


 اضافه اقترانی:

هرگاه رابطه ی بین مضاف و مضافٌ الیه همراهی یا بیان علّت و چگونگی انجام کار یا پذیرفتن حالتی باشد، این اضافه پدید می آید. در هر اضافه ی اقترانی ، همزمان چهار ویژگی زیر دیده می شود

الف) مضاف جزئی از فعل جمله هست که جنبه ی کنایه ای دارد

ب) مضافٌ الیه یکی از خصوصیات یا اعمال بد و خوب انسان است

ج) "کسره ی نقش نمای اضافه" در معنای "همراه با"، "به قصدِ" و "از رویِ" می آید

د) می توان مضافِ الیه را از مضاف جدا کرد و حالت قیدی (قید چگونگی، حالت یا علّت) به آن داد

مثال: دست انابت به درگاه خدا بلند کرد : دست بلند کردن: مشغول دعا شدن، انابت: توبه کردن از "اعمال مثبت" است ، "نقش نمای اضافه در این جا به معنی به قصد ِ یا از رویِ به کار رفته ، می تون گفت: "به خاطر توبه" دستش را بلند کرد

قید چگونگی یا علّت


چشم طمع به مال مردم نداشته باش! : چشم داشتن: کنایه از خواستن و آرزومندی شدید - طمع از خصوصیات منفی آدمی است - "کسره" چگونگی و همراهی را می رساند - می توان گفتطمعکارانه به مال مردم چشم نداشته باش.

یادآوری گاهی اضافه ها از نظر نوع با هم تداخل پیدا می کنند؛ بنابراین، حتماً باید در جمله به بررسی یا شناحت آن ها پرداخت. مثلاً چشم ِ نرگس هم می تواند اضافه تشبیهی (چشم همچون گل نرگس) باشد ، هم اضافه ی استعاری (چشم از انسان گرفته شده و به گل نرگس داده شده) ، و هم اضافه ی اختصاصی(چشم شخصی به نام نرگس

مثال دیگر: دست ِ امید هم می تواند اضافه ی اختصاصی باشد ( دست شخصی به نام امید)، هم اضافه ی استعاری (دست از انسان گرفته و به امیدواری داده شده است) و هم اضافه ی اقترانی (دست همراه با امید یا امیدوارانه